نوامبر 2, 2011 بدست سپید
کاری رو شروع کردم که آرزوم بود انجامش بدم ولی نه به تنهایی!
نوشته شده در دستهبندی نشده | نوشتن دیدگاه
آراِساِسِ دیدگاهها
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
بیگاهان به غربت به زمانی که خود در نرسیده بود چنین زادهشدم در بیشه جانوران و سنگ و قلبم در خلاء تپیدن آغاز کرد ...
شاملو
هر نوشتهی تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.